دیرگاهیست که من محو تماشای تواَم
دین و دل باخته ی قامتِ رعنای
توام
منِ دلداده امیدم همه دلداری توست
یوسفا دل مشکن من که زلیخای توام
ظاهر امر چنین است به زندان منی
همه دانند گرفتارم و رسوای توام
نه دلی مانده دگر ، کس دهدم دلداری
نه کسی مانده مرا، عاشق تنهای
توام
خاطر آینه پر از تو و لب بوسه ی من
شیشه دانست که من عاشق لبهای
توام
گوهر اشکم و هر چند زچشم افتاده
بخت یارم شده افتاده ی بر پای توام
بابت من به تو یعقوب سفارش دارد
من سفارش شده ی حضرت بابای
توام
#محمد_معدنکن
+ نوشته شده در جمعه نوزدهم آبان ۱۳۹۶ساعت 14:48  توسط محمد معدنکن |
#گناهکار...ما را در سایت #گناهکار دنبال میکنید
برچسب: گناهکار, نویسنده: بازدید: 72